غلامعلى صفايى
72
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
و كلاهما لا يجوز : و هر دوى اينها - دخول لام ابتدا بر فعل ماضى متصرف و دخول بر مفعول دوم افعال قلوب - در وقتى كه همراه با « إنّ » مشدده هستند جايز نيست ، بنابراين وقوع لام ابتدا با مخففهء آن نيز در اين دو مورد جايز نمىباشد ، بلكه در اين موارد كه لام بعد از « إن » مخففه از ثقيله آمده ، لام فارقه و غير ابتدائيت است . و زعم الكوفيون : نحويون كوفه براين اعتقاد هستند كه لام بعد از « إن » در تمامى موارد ، لام استثنائيه است و « إن » مذكور قبل از آن نافيه است و براى اثبات اين ادعا كه لام در زبان عرب در معناى استثنا استعمال مىشود ، تمسك به اين قول شاعر كردهاند : « أمسى أبان ذليلا بعد عزّته * و ما أبان لمن أعلاج سودان » « 1 » شاهد : در معناى استثنا داشتن لام در شعر است به طورى كه تقدير معنوى مصرع دوم اين گونه است : « و ما أبان إلّا من أعلاج سودان » . معناى شعر : « گرديد أبان بدبخت و بيچاره بعد از آنكه او خوشبخت و با عزت بود و نمىبوده باشد أبان مگر اين كه از كافرين غير عرب كه از سياهپوستان است » . « أعلاج » جمع « علج » است كه به معناى كافر غير عرب مىباشد و « سودان » جمع « أسود » به معناى سياهپوست است . و قيل : در مقابل كوفيون قول ديگرى در ارتباط با اين شعر وجود دارد كه تمسك كوفيون را به اين شعر براى اثبات معناى استثنا داشتن لام را رد مىكند و آن اين است كه لام در شعر ، لام ابتدائيت است و بر مبتداى محذوفى واقع شده و « ما » استفهاميه بوده و خبر مقدم است و « أبان » مبتداى مؤخر مىباشد و كلام ، بعد از ذكر « أبان » تمام مىشود و جملهء بعد ، استينافى مىباشد كه لام ابتدائيه بر مبتداى آن داخل شده است كه در جواب جملهء استفهاميه قبل است . و تقدير اينگونه است : « ما أبان ؟ لهو من أعلاج سودان » يعنى : « كيست أبان ؟ قطعا او از كافرين غير عرب است كه از سياهپوستان مىباشد » .
--> ( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 604 ، شرح الاشموني : 2 / 280 ، شرح أبيات مغنى اللبيب : 4 / 355 ، همع الهوامع : 1 / 141 .